چگونه رنج مناسب گیج فشار را انتخاب کنیم؟
یکی از سؤالهای رایج هنگام خرید فشارسنج این است:
«فشار خط من مثلاً 4 بار است؛ گیج چند بار بگیرم؟»
در نگاه اول جواب ساده به نظر میرسد، اما انتخاب Range گیج فقط پیدا کردن عددی بالاتر از فشار کاری نیست.
اگر رنج خیلی بزرگ انتخاب شود، بخش کوچکی از صفحه برای فشار واقعی سیستم استفاده خواهد شد و خواندن تغییرات فشار سختتر میشود. از طرف دیگر، اگر محدوده گیج بیش از حد نزدیک به حداکثر فشار سیستم باشد، افزایش یا ضربههای فشار میتوانند به مکانیزم فشارسنج فشار وارد کنند.
رنج گیج فشار دقیقاً یعنی چه؟
وقتی روی یک گیج نوشته شده:
0–6 bar
یعنی Scale آن برای نمایش فشار از صفر تا 6 بار طراحی شده است.
به همین ترتیب یک گیج 0–10 bar یا 0–16 bar محدوده اندازهگیری متفاوتی دارد.
اما نکته مهم این است که حد بالای Scale الزاماً فشار کاری ایدهآل گیج نیست.
چرا گیج 0 تا 100 بار برای فشار 4 بار انتخاب خوبی نیست؟
از نظر ظاهری شاید بگوییم 100 بار از 4 بار بیشتر است، پس مشکلی وجود ندارد.
ولی در چنین حالتی عقربه در قسمت بسیار کوچکی از ابتدای صفحه حرکت میکند.
در نتیجه تشخیص تفاوت مثلاً بین 3.8 و 4.2 بار نسبت به گیجی با Range متناسب دشوارتر میشود.
پس انتخاب Range بسیار بزرگ همیشه به معنی انتخاب مطمئنتر نیست.
از آن طرف چرا نباید رنج را خیلی کوچک انتخاب کنیم؟
فرض کنیم فشار معمول سیستم 5 بار است و یک گیج 0–6 bar نصب کردهایم.
اگر فشار همیشه کاملاً پایدار باشد، ممکن است در ظاهر مشکلی دیده نشود. اما در یک سیستم واقعی امکان افزایش فشار، نوسان یا Pressure Spike وجود دارد.
در این شرایط عقربه مرتب نزدیک انتهای Scale کار میکند و فشارهای لحظهای میتوانند از محدوده گیج عبور کنند.
بنابراین باید شرایط واقعی خط را دید، نه فقط فشار نرمالی که روی کاغذ نوشته شده است.
فشار کاری و حداکثر فشار را از هم جدا کنیم
قبل از انتخاب گیج بهتر است حداقل سه حالت مشخص باشند:
Normal Operating Pressure: فشاری که سیستم بیشتر زمان کار در آن قرار دارد.
Maximum Operating Pressure: بیشترین فشار قابل انتظار در شرایط عادی.
Pressure Spike/Surge: افزایشهای سریع و لحظهای فشار.
این سه عدد ممکن است کاملاً با یکدیگر متفاوت باشند.
مثلاً خطی که معمولاً روی 3 بار کار میکند، ممکن است هنگام استارت پمپ افزایش فشار قابل توجهی داشته باشد.
چرا سایز صفحه گیج اهمیت دارد؟
Range تنها عامل مؤثر در خوانایی نیست.
قطر صفحه نیز اهمیت زیادی دارد.
برای مثال یک گیج با صفحه 100 میلیمتری نسبت به گیج کوچکتر فضای بیشتری برای Scale دارد و معمولاً خواندن عقربه از فاصله مناسب راحتتر میشود.
به همین دلیل گیجهای صفحه 100 میلیمتر در بسیاری از تابلوها، خطوط و تجهیزات صنعتی استفاده میشوند.
گیج استنلس استیل چه زمانی ارزش دارد؟
بعد از انتخاب Range باید شرایط محیط و سیال را بررسی کنیم.
استنلس استیل میتواند برای بسیاری از محیطهای صنعتی انتخاب مناسبی باشد، اما عبارت Stainless Steel Gauge بهتنهایی کافی نیست.
باید مشخص شود کدام قسمتها استنلس هستند:
Case؟
Connection؟
Bourdon Tube؟
Wetted Parts؟
این موضوع بهخصوص زمانی مهم میشود که سیال خورنده یا شرایط محیطی سخت باشد.
جنس قسمت در تماس با سیال مهمتر از ظاهر گیج است
ممکن است ظاهر دو گیج تقریباً یکسان باشد اما Wetted Parts متفاوتی داشته باشند.
سیال فرآیند با قسمتهایی از گیج که مستقیماً با آن تماس دارند در ارتباط است؛ بنابراین سازگاری متریال با سیال اهمیت زیادی دارد.
پس برای انتخاب فشارسنج صنعتی فقط عبارت «تمام استیل» یا ظاهر بدنه را ملاک قرار ندهید و مشخصات فنی مدل را بررسی کنید.
لرزش چه بلایی سر گیج فشار میآورد؟
اگر گیج روی پمپ، کمپرسور یا تجهیزی نصب شود که لرزش زیادی دارد، ممکن است عقربه دائماً نوسان کند.
در چنین شرایطی هم خواندن فشار دشوار میشود و هم شرایط کاری مکانیزم داخلی سختتر خواهد بود.
بسته به کاربرد میتوان سراغ راهکارهایی مانند Liquid Filled Gauge، Snubber یا روش مناسب نصب رفت.
انتخاب راهکار باید بر اساس علت اصلی نوسان یا ضربان فشار انجام شود.
Pulsation با Vibration یکی نیست
این دو خیلی وقتها با هم اشتباه گرفته میشوند.
Vibration یعنی خود تجهیز یا لوله از نظر مکانیکی میلرزد.
اما Pressure Pulsation یعنی فشار سیال مرتب بالا و پایین میرود.
ممکن است یک سیستم هر دو مشکل را همزمان داشته باشد.
شناخت علت حرکت شدید عقربه کمک میکند راهکار مناسبی برای حفاظت از گیج انتخاب شود.
آیا صفحه بزرگتر یعنی دقت بیشتر؟
نه الزاماً.
این هم یکی از نکات مهم هنگام خرید گیج است.
صفحه 100 میلیمتری میتواند خوانایی را بهتر کند، اما Accuracy یک مشخصه جداگانه است که باید از دیتاشیت همان مدل بررسی شود.
بنابراین دو گیج 100 میلیمتری ممکن است کلاس دقت متفاوتی داشته باشند.
اتصال پایین یا اتصال پشت؟
محل نصب گیج تعیین میکند چه نوع Connection مناسبتر باشد.
در بسیاری از خطوط لوله، Bottom Connection کاربرد دارد. در نصب روی پنل یا بعضی تجهیزات ممکن است Rear Connection مناسبتر باشد.
قبل از سفارش باید جهت نصب واقعی مشخص شود، چون فقط رنج و قطر صفحه برای سفارش کامل گیج کافی نیست.
یک مثال؛ گیج 0 تا 6 بار
فرض کنیم سیستم در محدوده چند بار کار میکند و بعد از بررسی فشار نرمال، حداکثر فشار و نوسانات مشخص شده که Range 0–6 bar برای کاربرد موردنظر مناسب است.
در این حالت استفاده از یک گیج 0–6 bar باعث میشود بخش مفیدی از Scale برای مشاهده فشار کاری استفاده شود.
اما همین گیج ممکن است برای سیستمی که فشار آن مرتب نزدیک 6 بار میرود یا جهشهای بالاتر دارد انتخاب مناسبی نباشد.
پس 0–6 bar خوب یا بد نیست؛ باید ببینیم روی چه سیستمی نصب میشود.
یک نمونه صنعتی: گیج فشار Winters
در سایت ویرا صنعت یک گیج فشار استنلس استیل Winters با صفحه 100 میلیمتر و رنج 0 تا 6 bar موجود است.
اگر بعد از بررسی شرایط سیستم، این Range با فشار کاری موردنظر سازگار باشد، میتوانید مشخصات خود محصول را در صفحه زیر بررسی کنید:
گیج فشار استنلس استیل Winters صفحه 100 میلیمتر رنج 0 تا 6 بار
داخل سایت هم عبارت «گیج فشار استنلس استیل Winters رنج 0 تا 6 بار» را به همین صفحه محصول لینک کن.
جمعبندی
برای انتخاب گیج فشار، اول مشخص کنید سیستم در حالت عادی روی چه فشاری کار میکند و حداکثر فشار واقعی آن چقدر است. سپس نوسانات، ضربههای فشار، نوع سیال و شرایط محیطی را بررسی کنید.
بعد از آن سراغ Range، Accuracy، قطر صفحه، نوع اتصال و متریال بروید.
انتخاب درست گیج یعنی نه آنقدر رنج کوچک باشد که فشار سیستم دائماً نزدیک انتهای Scale قرار بگیرد و نه آنقدر بزرگ که بخش اصلی صفحه عملاً بلااستفاده بماند.
دیدگاه خود را بنویسید